ماهنامه مانا شماره ۱۱: آبان ۱۴۰۰

خوشا دلگرمی حاصل از شنیدن صدای رفیق نابینایی که از هزار کیلومتر دور‌تر از پایتخت می‌نوازدمان و ما را به تداوم این مسیر ناهموار، امیدوار می‌کند. دفتر این شماره را با سپاس از یارانی می‌گشاییم که به انحا گوناگون نظراتشان درباره مانا را با ما در میان می‌گذارند. لطفتان مایه خرسندی ما و نقدتان منبع آموختنمان است. هیچ کدام را از ما دریغ نکنید.
بیشتر بخوانید.

ماهنامه مانا شماره ۱۰: مهر ۱۴۰۰

روی جلداگر بخواهیم یک صدا را به عنوان نمادی برای استقلال نابینایان به حساب آوریم، بی‌تردید آن صدا چیزی نخواهد بود مگر صدای برخورد نوک عصای سفید با سطح زمین. هرچند مانا همزمان با روز جهانی هم با شما بود و با انتشار چند بسته صوتی این روز‌ها در کنار هم گرامی داشتیم، پر بی‌راه نخواهد بود اگر از این مجرای ارتباطی هم بر احتراممان به عصای سفید، این پرچم همیشگی استقلال آسیب‌دیدگان بینایی تأکید کنیم. دوست شاعر مانا چه خوش سرود که: «یک عصا همراه من می‌آید و بی‌ادعاست، با حضورش زندگی لبریز پویایی شده.»
بیشتر بخوانید.

خلاصه‌ای از دهمین شماره ماهنامه‌ی مانا

نگاهی به دهمین شماره‌ی مجله‌ی مانا

دهمین شماره ماهنامه الکترونیکی نابینایان ایران جمعه سی‌ام مهرماه بر روی وبسایت انجمن نابینایان ایران منتشر خواهد شد.

در این شماره امیر سرمدی مدیر‌مسئول مانا، طی یادداشتی به تحلیل شعار روز جهانی نابینایان در سال جاری پرداخته و دیدار مدیران انجمن‌های نابینایی و فعالان جامعه‌ی نابینایان با مسئولان ارشد کشور به مناسبت روز جهانی ایمنی عصای سفید را مورد نقد قرار داده است.
بیشتر بخوانید.

انتشار ویژه‌نامه‌های صوتی ماهنامه الکترونیکی نابینایان ایران (مانا) به مناسبت روز جهانی ایمنی عصای سفید

تحریریه ماهنامه الکترونیکی نابینایان ایران (مانا) به مناسبت روز جهانی ایمنی عصای سفید ویژه‌نامه‌های صوتی را در موضوعات گوناگون برای مخاطبان خود آماده کرده است.
در قالب یک بسته صوتی، امیر سرمدی و امید هاشمی به مناسبت روز جهانی ایمنی عصای سفید اتفاقات و حواشی این روز را از جنبه‌های گوناگون بررسی کرده‌اند. دو پیام مناسبتی از منصور شادکام و علی‌اکبر جمالی، قائم‌مقام و مدیر‌عامل انجمن نابینایان ایران، یک گزارش شنیدنی از مجتبی خادمی و گفتگوی تحلیلی در خصوص شعار امسال بهزیستی به مناسبت این روز با حضور یک صاحب‌نظر و پژوهشگر نخبه نابینا از جمله بخش‌هایی است که در این بسته صوتی یک ساعت و نیمه خواهید شنید.
بیشتر بخوانید.

ماهنامه مانا شماره نُه: شهریور ۱۴۰۰

روی جلد

یاد بعضی نفرات، روشنم می‌دارد

دفتر نهمین شماره را به یاد مادر همکارمان در تحریریه مانا باز می‌کنیم که هیچ کس جز مهر و لطف و صفا از او نشنید. همچنین یاد دوستی را گرامی می‌داریم که از یاران موافق بود و جامی دو سه پیش‌تر ز ما مست شد.
بیشتر بخوانید.

ماهنامه مانا شماره هشت: مرداد ۱۴۰۰

رو‌جلدی مانا

این روز‌ها از بام تا شام، هرچه که می‌خوانیم خبر بد است و انگار قرار نیست فعلاً بوی بهبود از جایی شنیده شود. ما اما در روز‌هایی که از همه سو اخبار دل‌آزار بر سرمان آوار شده، از پیشرفت و گشایش برایتان می‌نویسیم. اخبار جنگ و بیماری و گرانی را همه جا می‌شود خواند؛ اینجا اما فقط قرار است واژه‌هایی بر صفحه‌کلیدمان جاری شود که مسیر بهتر زیستن در دنیای نابینایی را برایمان هموار می‌کند. دفتر این شماره از مانا را با این آرزو می‌گشاییم که سلامتی، این گرانبها‌ترین کالای امروز و هر روز، همواره همراهتان باشد و به قول ملک‌الشعرای بهار، «به شهریور اندر شوی شادخوار».
بیشتر بخوانید.

تبدیل صفحه کلید کامپیوتر به ماشین پرکینز با افزونه ی PC Keyboard Braille Input در nvda

از حدود بیست سال پیش تا حالا که رایانه به عنوان یک پدیده غیر قابل حذف جای خود را در زندگی کاربران نابینا و کم بینای ایرانی باز کرده، استفاده از صفحه کلید های معمول با تعداد دکمه های زیادش همواره برای برخی کاربران یک معضل لاینحل به حساب می آمده است. در ایران حرکت هایی جسته و گریخته برای حل این مشکل انجام شده است؛ نظیر آنچه که در مجموعه نرم افزار های نوید یا نرم افزار پارسآوا صورت گرفته بود که به کاربران امکان می داد با استفاده از شش تا از کلید های صفحه کلید استاندارد، به همان شیوه مرسوم در ماشین های تایپ بریل کار نوشتن را انجام دهند. روشی که البته به خاطر وجود اشکالات پر شمار، نتوانست جای خود را در میان کاربران باز کند. چند سالی می شود که طراحان صفحه خوان محبوب ان وی دی ای (NVDA) خود به فکر حل این مشکل افتاده اند و افزونه ای را به همین منظور طراحی کرده اند.
بیشتر بخوانید.

ماهنامه مانا شماره هفت: تیر ۱۴۰۰

می‌نویسیم تا در تاریخ به یادگار از ما این بماند که در روزگاری که دیو تاریکی و پلیدی هر روز غصه و درد و گرفتاری تازه‌ای از توبره‌اش برایمان بیرون می‌کشید و در دوره‌ای که حال همه بد بود و کم آبی و قطعی‌های گاه و بی‌گاه برق و کرونای منحوس، رمق را از جان ملتی دزدیده بود، بودند نابینایانی که اتفاقاً به سخت جانیشان این گمان بود و چراغی که از دور‌تر‌ها سو سوی کم جانش کمابیش به چشم می‌خورد، امیدی را در قلبشان زنده نگه می‌داشت و به حرکت و خواندن و شنیدن و دانستن وا‌می‌داشتشان. به پشتوانه مخاطبانمان، در نخستین شماره تابستانه، مانای هفت ماهه را یک قدم هم پیش‌تر برده‌ایم و از این ماه علاوه بر نسخه متنی و الکترونیکی، نسخه صوتی مانا هم در همین صفحه منتشر خواهد شد. مشخصات ماهنامه مانا را به شکل صوتی از اینجا و فهرست مطالب این شماره را هم از اینجا دانلود کنید.
بیشتر بخوانید.

ماهنامه مانا شماره 6: خرداد 1400

زمین اگر این نوبت از گردشی را که همین چند ساعت پیش به دور خورشید شروع کرده به پایان برساند، رفاقت ما و شما هم وارد فصل سومش خواهد شد. زمستان و بهار را با شما بودیم و الحق از همراهی بی‌دریغتان بهره‌ها بردیم. شادان از این همراهی، قدم قرص می‌کنیم و به پشتوانه و دلگرمی شما که گرمای آفتاب ظهر تابستان را می‌ماند، در مسیر بهتر شدن به پیش می‌رویم.
بیشتر بخوانید.

کاشت ایمپلنت در مغز، نابینایان را یک قدم دیگر به رؤیای دیدن نزدیکتر کرد

اولین کاشت ایمپلنت داخلی برای مغز ، برای بازگرداندن بینایی به بسیاری از نابینایان امکان پذیر شد. یک فناوری برای افرادی که کاملاً بینایی خود را از دست داده اند (از جمله افرادی که حتی چشمانشان از بین رفته است) اما دارای تجربه بصری و مغز سالم هستند، کشف شده است.
بیشتر بخوانید.

ژن درمانی جدید تا حدی بینایی را به نابینایان باز می گرداند

دانشمندان در یک روش ژن درمانی جدید با استفاده از جلبک ها و میکروب ها سلول های حساس به نور ایجاد کردند که توانست بینایی را به یک مرد نابینا بازگرداند.
بر اساس مطالعه تازه منتشر شده در مجله Nature Medicine، گروهی از محققان با استفاده از نوع جدیدی از ژن درمانی، بینایی جزئی را به یک مرد نابینا بازگرداندند.
بیشتر بخوانید.

با Jacob Bolotin اولین پزشک نابینا در آمریکا بیشتر آشنا شوید

روزگاری را تصور کنید که در آن نه اثری از رایانه سخنگو و گوشی مجهز به صفحه خوان بود و نه حتی خبری از ماشین تایپ بریل. «یاکوب بولوتین» (Jacob Bolotin)، در چنین شرایطی بود که توانست اولین نابینای مطلقی در ایالات متحده آمریکا باشد که در دانشگاه در رشته پزشکی تحصیل می کند و مجوز طبابت را دریافت می کند. او متولد ۱۸۸۸ بود و این بدان معنا است که او خواندن را در قرن ۱۹ میلادی فرا گرفت. به بیان دیگر او تحصیل را در شرایطی شروع کرد که نه نوار کاستی وجود داشت و نه حتی هنوز ماشین پرکینزی تولید شده بود.
بیشتر بخوانید.

ماهنامه مانا، شماره ۵: اردیبهشت ۱۴۰۰

اردیبهشت برای آنها که قدم در مسیر آموختن و دانستن گذاشته‌اند، همیشه یادآور جایگاه بلند آموزگارانی است که در آغاز مسیر دانایی، راه را با نور جان روشن می‌کنند. این تقارن خجسته هم ما را به صرافت انداخت که شماره اردیبهشت مانا را با فضایی متناسب با این ماه تولید کنیم؛ اما از کجا باید می‌دانستیم که این بار، اردیبهشت نیست، که اردی‌جهنم است. در گیر و دار بستن صفحات بودیم که خبردار شدیم «جواد لطفی»، آموزگار خوشنام و خوشقلبِ آموزش و پرورش استثنایی شهرستان‌های تهران، به دلیل ابتلا به ویروس کرونا، از میان ما پر کشیده است. بر زبان جواد، جز سخن عشق جاری نشد و ما هم که خوب می‌دانیم این خوشترین یادگاری است که در گنبد دوار می‌ماند. برای او جایگاهی بلند آرزو می‌کنیم و برای خانواده و دوستان و نزدیکانش هم صبر. نام نیکش همیشه به یادمان خواهد ماند. تحریریه مانا این ضایعه را به خانواده لطفی و جامعه معلمان و نابینایان تسلیت می‌گوید.
بیشتر بخوانید.

ماهنامه مانا شماره چهار: فروردین ۱۴۰۰

نوروزِ فریبنده را پشت سر گذاشته‌ایم و در اول اردیبهشت ماه جلالی، دختر طبیعت را به نظاره نشسته‌ایم که هر آن با لباسی تازه، دیده‌ها را به خود می‌دوزد. همان زیبایی‌هایی که حکیم سخن سعدی را سر ذوق آورده تا برای ما گلستانی از ادب فارسی باقی بگذارد و واژه‌ها را در ذهن و جانِ «بیتا»، شاعر نابینا روح بخشیده تا این چند خط را پیشکش مانا و مخاطبانش کند:
بیشتر بخوانید.

ماهنامه مانا شماره ۳: اسفند ۱۳۹۹

 

چند ساعت بیشتر نمانده تا شلیک توپ‌ها. توپ‌هایی که این بار نه به قصد ویرانی و کشتار، که برای رساندن صدای امید و طراوت و زندگیِ دوباره زمین به گوش آن‌ها که در اقصای این خاک به انتظار نشسته‌اند شلیک می‌شود. بی که بخواهیم منکر تلخی‌های رفته بر ایرانیان در طول سال گذشته شویم و دشواری‌های افزاینده زندگی را کتمان کنیم، آخرین نوروز قرن را به جشن می‌نشینیم و از فرصت نو شدن طبیعت برای تجدید قوا و گرفتنِ جانی دوباره بهره می‌گیریم. چیرگی بر شر و تباهی و سیاهی و تاریکی را از نوروز باستانی فرا می‌گیریم و با حالی که به احسن‌الحال تحویلش می‌کنیم، به پیکار بدی‌ها می‌رویم.
بیشتر بخوانید.